بوسه های باران

رخت ها را شست

تن من عریان بود

زیر دستهای تو

و چنین بود دمی

که گذشتم با تو

من به بارانی این شبها

تو را می خواهم

و در این عزلت خاموش تنم

من تو را می خوانم