انگار بیهوده بود
و کلمه ی "بیهوده"
انقدر که در ذهن ما بی مصرف است
برای او نبود
برای او
بیهودگی
طعم دیگری داشت
چیز دیگری بود...


به هر حال دستت را می گیرم
آرزو می کنم برگردی
به روزهای خوشت
و می دانم

می دانم

می دانم که برمی گردی...