از چی باید حرف زد؟
از چی باید گفت؟
شاید باید سکوت کرد
شاید باید سکوت کرد و شنید
اما صدای باد نمی زاره
نمی زاره
نمی زاره

می نشینم جلوی آب
آب را می فهمم
بعد می روم سراغ یک گل
و بعد می نشینم کنار یک آواز
که از گلوی قمری می آید
می نشینم کنار شمعدانی
و تمام اینها
ترا به یاد من می آورد
بیا از تمامی حرفها عبور کنیم
همین نگاه کفاف مارا می دهد...